- گزارش تصویری مجمع عمومی سالیانه هیات فوتبال استان خوزستان
- نتایج جام جهانی میماند، دعواهای ما نه!
- جنتلمن فوتبال ایران کنار ماست
- شجاعی: بهترین هدیه عمرم را گرفتم
- کامیانی: دو دیدار دوستانه تیم ملی فوتسال با عراق نهایی شد
- پیام تسلیت
- اسبقیان: امروز زمان تضعیف تیم ملی نیست؛ از سعه صدر تاج متشکرم
- شمسایی ۲۰ ملیپوش را به اردو فراخواند
- حریف نمایندگان ایران مشخص شد
- بازیکن بین دو عشق: باشگاه یا تیم ملی؟
- امینهبرازجانی: نقاط ضعف و قوت فیلیپین را آنالیز کردهایم
- هشدار برای رعایت اخلاق؛ هیس! اینجا خانواده نشسته است!
- فرصتی تاریخی برای تیم ملی فوتبال بانوان
- اعلام اسامی داوران دو بازی معوقه از دور رفت لیگ برتر
- تاسیس مدرسه عالی مهارتی فوتبال با همکاری دانشگاه آزاد اسلامی
برای این نسل قدر نادیده ملی

به گزارش سایت رسمی فدراسیون فوتبال، فرهاد عشوندی - گوشه ای از فرودگاه تاشکند منتظر سفر به تهران بودند. تقریبا همه ستارههای تیم کنار هم. شجاع، سردار، سعید عزت، طارمی، جهانبخش و علی بیرو. بعد از تساوی در تاشکند و قبل از سفر به امارات برای بازی با قطر در مسیر صعود به جام جهانی. بعد از یک دعوای کلامی با ماشاریپوف و بازیکنان ازبکستان، تیم ملی آماده رفتن به سمت صعود میشد. درست در زمانی که برخی رسانههای تهران پر بود از انتقاد به سبک گفتههای ملیپوشان. حرفهایی که تقریبا تمامشان را خوانده بودند و طبق معمول یک جواب برایشان داشتند: «ما که هرکاری بکنیم آخرش.....»
این نسل البته از نظر آماری پر بیراه نمیگوید. اگر شرایط به همین منوال باشد، بزودی علی جهانبخش نخستین ایرانی تاریخ میشود که چهارمین جام جهانی زندگیاش را تجربه خواهد کرد، یک رکورد استثنایی که فقط تعدادی از بازیکنان بزرگ دنیا به آن رسیدهاند. به همین منوال شاهد ستارگانی چون آزمون، طارمی، قدوس، عزتاللهی و بیرو هستیم که هر یک به افتخارات بسیاری در فوتبالشان رسیدهاند. اگرچه جوایز فردیشان به بچههای ۹۸ نرسیده و هیچ یک مثل دایی و باقری و خداداد توپ طلای آسیا را نبردهاند اما تا دلتان بخواهد بازیهای بزرگ را رقم زدهاند. اگر چه هنوز این نسل برای ساختن رویاهایش، نیاز به یک خرق عادت دارد. خرق عادتی که یک بار میشد ضربه پای چپ طارمی به سمت دروازه پرتغال باشد و یک بار سر خوردن لحظه آخری سامان قدوس جلوی دروازه آمریکا. یک بار به هم خوردن تمرکز جلوی ژاپن و یک بار هم فرصت از دست رفته جلوی قطر. آنها در آخرین تلاششان در شهری که به خاطر ایرانیان پرشمارش به تهرانجلس معروف است، فقط کافیست سعی کنند برای مردمشان بدوند و بجنگند. تمرکز روی فوتبالشان و بر دوش کشیدن مسئولیت یک ملیپوش به عنوان سرباز مردم. آنها میتوانند رویای نیمه تمامشان را به سرانجام برسانند و بعد از سالها یک جشن ملی دسته جمعی را هدیه مردمی کنند که به یک شادی خیلی بزرگ از سمت تیم ملی نیاز دارند.




